انیمهنقد و بررسی

نقد و بررسی انیمه A Silent Voice – یک صدای خاموش

گاهی اوقات به تفاوت صنعت انیمه و کمپانی های غربی امسال دیزنی و پیکسار فکر میکنم ، اینکه چه چیزی باعث می شود برخی آثار انیمه ای جایی متفاوت در نگرش و ذهن فرد ایجاد کنند اما برخی از انیمیشن های دیزنی و امثال اون فقط در میدان دید خودمان و نه متفاوت تر به مسائل و مشکلات ما بپردازند، جواب این سوال را شاید بتوان در انیمه مورد بحث مقاله یعنی یک صدای خاموش جستجو کرد، اثری که با کارگردانی حساب شده ، فضا سازی درست ، دیالوگ های خوب به معنای واقعی کلمه تنه به تنه واقعیت می زند ، آری! شاید بزرگ ترین تفاوت صنعت انیمه و دیگر رسانه ها در همین واقعی بودن آن باشد ، آثاری که در عین شُخم زدن مدیوم تخیلی ، فانتزی به ترس ها و مشکلات حقیقتا بزرگ و واقعی ما می پردازند!

اما انیمه A Silent Voice نه قدم بر دنیایی فانتزی پر از جن و پری می گذارد و نه شخصیت اصلی داستانش را به ابر قهرمان تبدیل میکند ، قضیه ساده تر و همینطور واقعی تر از این حرفاست ، داستان انیمه از این قرار است:

شویا ایشیدا دانش آموز دردسر ساز کلاس ششم ابتدایی ، بلاهای ناگواری بر سر همکلاسی تازه خود (Shouko Nishimiya) که از مشکل شنوایی و نداشتن تکلم درست رنج می برد می آورد ، در پی این اتفاقات Shouko Nishimiya از آن مدرسه نقل مکان میکند، سال ها بعد ایشیدا به دنبال جبران اعمالَش به دیدار او می رود!

ادامه مقاله شامل فاش شدن وقایع داستانی می شود!

با تماشای وقایع مربوط به فِلَش بَک واقعا به وحشتناک بودن اعمال ایشیدا پی می بریم که تعمدا با واقعیت اتفاقاتی که در برخی مدارس می افتد ( آزار و اذیت زورگویان ) همخوانی دارد و همینطور در سکانسی که مربوط به پیدا کردن عامل آزار و اذیت شوکو نیشیما ( دختر ناشنوا ) و چرایی نقل مکان او توسط مدیر مدرسه می شود ، دبیر کلاس به صورت خشونت آمیزی شویا ایشیدا ( کاراکتر اصلی ) را مقصر اینکار میداند، این سکانس به طرز تلخی به بی اهمیت بودن معلم نسبت به اتفاقات رخداده و بخش تربیتی دانش آموزان اشاره می کند! یعنی او به طرز رفتار شاگردان و اعمال آن ها آگاه بوده ولی نسبت به آن ها هیچ واکنشی نشان نداده است،این مورد در سکانسی که دبیر زبان (اشاره) در حال توضیح اهمیت یادگیری این زبان است هم صدق می کند، با این حال در حین مواخذه ایشیدا توسط اطرافیان ، دوربین به طرز هوشمندانه صندلی تک و تنهای شوکو نیشیما را نشان می دهد ، در این هنگام است که مخاطب تیزبین متوجه خوش و بِش ظاهری همکلاسی های نیشیما و این واقعیت که او حقیقتا تنها بوده است می شود!

اما مسئله تنهایی و تاثیراتَش در طول انیمه بیش از پیش هم به صورت مستقیم و هم پنهان نمود پیدا می کند ، به طوری که شاهد خراب کردن وجه ایشیدا توسط دوستان ظاهری و طرد کردن او در طول زندگی اش همچون موجودی اضافی هستیم ، این تنهایی و همچنین حس عذاب وجدان او را شکننده ، منزوی و از درون خالی کرده ، حس پوچی باعث شکل گرفتن تفکری غلط و عملا خود کشی او کرده است ، از طرفی شاهد کاراکتر نائوکا اوئنو نیز هستیم ، او بعد از طرد کردن ایشیدا ، عمیقا احساس تنهایی دارد ، این را می شود در اکثر سکانس هایی که نائوکا در آن حضور دارد متوجه شد! این حقیقت باعث می شود درباره اعمال و رفتارش نسبت شوکو نیشیما درک بهتری داشته باشیم، اما این گناهانش را بخشودنی میکند؟ طبیعتا خیر! تصمیم گیری در این باب به شدت سخت است اما اگر شوکو نیشیما عمیقا او را بخشیده باشد پس او هم می تواند مانند یوشیدا به فردی بهتر از قبل تبدیل شود!

از این رو خالق اثر درک برخی از مسائل را به خود مخاطب می سپارد ، اینکه چرا یوزورو نیشیمیا ( خواهر کوچک تر شوکو نیشیما ) درون سرسره میخوابد و یا اینکه چرا گوش مادر یوشیدا بریده و خونی بود و چندین و چند مسئله ناگفته دیگر به درک و دریافت خود مخاطب باز می گردد از طرفی می شود با نشانه گذاری های خالقین اثر به این مسائل پی برد مانند اینکه گوش سمت راست مادر یوشیدا درست به مانند شوکو نیشیما بریده شده بود ، گویی اینکه میکی کاوای ( مادر شوکو نیشیما ) انتقام دخترش را از او گرفته است و از طرفی با ضربدر خوردن صورت همکلاسی های یوشیدا به دلیل نداشتن تعامل با آن ها می تواند دلیل نامشخص بودن چهره خواهر یوشیدا باشد!

دقت خالقین به جزئیات داستانی و همینطور قصه گویی معرکه آن باعث شده هیچ چیز بی منظور و یا تبلیغاتی به نظر نرسد مانند اینکه شوکو نیشیما با تکلم نادرستَش نمی تواند عشقَش را به یوشیدا ابراز کند به غیر از بار درام کوچکی که شکل می گیرد از طرفی دیگر خود شخص یوشیدا به کاراکتر میوکو ساهارا علاقه دارد این علاقه در ابتدا فقط با دیالوگی ساده ابراز می شود اما وقتی یوشیدا ، ساهارا را برای همنشینی در ترن هوایی انتخاب میکند باعث می شود آن دیالوگ ساده مهم تر جلوه کند و همینطور سکانس های عکاسی یوزورو نیشیمیا ( خواهر کوچک تر شوکو نیشیما ) از موجودات مرده با دوربین نیکون پیش از آن که تبلیغاتی به نظر برسد با منظور یوزورو از عکاسی  ، پذیرفتنی جلوه می دهد!

بارزه های یک اثر خوب و یا دوست داشتنی می تواند نسبت به هر فرد متفات باشد اما از نظر من آثاری اینگونه هستند که فارغ از مدیوم شان ( فیلم ، انیمه ، انیمیشن ، گیم ) مخاطب را درون دنیای خودشان غرق می کنند ، من بعد از پایان انیمه در همچین حسی غوطه ور بودم و باید اعتراف کنم دنیای اطرافم را حداقل برای دقایقی متفاوت می نگریستم ، در نهایت پایان بندی انیمه در حین خواستنی بودن به وجه های درست هر کاراکتر و سرانجام آن ها نیز می رسد ،یوشیدا می تواند بالاخره شکل صدای (the shape of voice) اطراف دنیایَش را به زیبایی شنیده و با رد شدن چهره و خاطرات کسانی که دوستشان دارد به زندگی جدید خود ادامه دهد! با همه این تفاسیر می توانم انیمه یک صدای خاموش را اثری لایق تماشا مخصوصا برای بازه سنی 15 تا 20 سال بدانم!

 

نومیشن در فضای مجازی نومیشن در نماشا

سینا درویشی

مدیر وب‌سایت نومیشن هستم و حدودا 4 ساله این سایت رو اداره میکنم ، علاقه مند به سینما هستم و در همین عرصه فعالیت هایی در فضای مجازی دارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا