نقد و بررسی

نقد و بررسی انیمیشن رایا و آخرین اژدها | انیمیشن تازه – جدید دیزنی – raya and the last dragon

انیمیشن رایا و آخرین اژدها را فقط یک بار تماشایش کردم ولی آنقدر بنظرم نچسب آمد که فقط به بهانه دوبله فارسی اش می توانم تماشایش کنم.
انیمیشن رایا و آخرین اژدها در زمره بهترین و یا بدترین آثار دیزنی قرار نمیگیرد ولی آن قدر هم آش دهان سوزی‌ نیست که آن ور آبی ها انقدر برایش کشته مرده می دهند. اول آن که جلوه های بصری زیباست واقعا زیباست، جزئیات بسیار بالا آدم رو حیرت زده میکنن و حتی می شود سکانس های منظره و شات هایش را به راحتی و بدون هیچ تغییری تبدیل به والپیپر گوشی و دکستاپ تان کنید،موسیقی متن عالی، صدا پردازی بی نظیر ، طراحی کارکتر و لباس فوق العاده ، خب بخش فنی را گفتیم بریم سراغ اصل مطلب.

عکس 01

اولا اینکه داستان انیمیشن درسته تم و سبک جدیدی داره ولی تقریبا کلیشه ای و قدیمیه ، یه اتفاقی می افته که دنیا داره به آخر میرسه حالا چند نفر گروه تشکیل میدن و میرن اون اتفاقی رو که افتاده رو با یه آهنگ حماسی گاهی هم غم انگیز (بستگی داره شخصیتی تهش مرده باشه یا قراره بمیره یا نه) دنیا رو نجات میدن که باید هم بدن، حالا استفاده کردن چند باره و چند باره این داستان اشکالی نداره(که از نظر من داره) ولی مهم شیوه پرداخت سازنده ها به این موضوعه، تقریبا میتونم بگم انقدر فرم این داستان تکراری بود که میشد اکثر اتفاقات رو از قبل پیش بینی کرد.

عکس 02

داستان راجع به سرزمینی به نام کوماندرا که توسط درون در حال نابودی بوده (این درون ها تا آخرش هم معلوم نمیشه از کجا اومدن تازه از آب هم میترسن خیلی جالبه البته یه جایی سیسو(اژدها) میگه که برخواسته از بدی و طمع انسانه که بنظرم یکم زور چپونیه و وجودشون رو توجیح نمیکنه) و بعدش اژدهایی به نام سیسو کل دنیا رو با ذخیره کردن انرژی خودش در گوی اژدها دنیا رو نجات میده (البته داستان این گوی فراتر از این حرفاست که نمی‌خوام اسپویلش کنم) حالا اهالی دنیا که هرکدام گوی رو برای خودشون میخواستن با هم سر ناسازگاری بر میدارن و از هم جدا میشن، در آخر کل گوی به دست اهالی قبیله هارت می افته که پدر رایا رئیس این قبیله حساب میشه ، به هر حال، پس از یک سری اتفاقات و خیانت دوست جدید رایا به نام ناماری گوی تکه تکه میشه و هر کدوم به دست یه قبیله ای می افته حالا داستان یه فلش فوروارد ۶ ساله داره جایی که رایا سعی داره تکه های گوی اژدها رو پیدا کنه، اون در این جستجو بالاخره می‌تونه سیسو (اژدها) رو پیدا کنه و یکی از کلیشه ای ترین اتفاقات و مکالمات آثار دیزنی اتفاق می افته ، یعنی اژدهایی که اون دنبالشه ، قوی ترین اژدها نیست همه چی رو به شوخی میگیره و دردسر درست میکنم و غیره و …


مشکل اصلی من دقیقا از اینجای قصه به بعد زیاد و زیاد تر میشه ، اولا اینکه ریتم قصه به صورت آزار دهنده ای تنده ، و اینکه چرا انقدر اژدها سعی میکنه به همه اعتماد کنه و براشون هدیه بیاره، من با این قضیه به خودی خود مشکلی ندارم ولی مشکلم چراشه یعنی خب من از گذشته اژدها هیچی نمیدونم، آیا پدرش مهربون بوده که اینم مهربون شده؟ آیا از خوبی چیزی به نفعش رسیده؟ تجربه اش اینو میگه؟ نمیدونم ،مطمئنا هیچ کس هم نمیدونه چون ما هیچ چیزی ازش نمی‌بینم به جز یه سری فلش بک های کوتاه که به ما درس اعتماد میدن، زمانی هم که قصه به هم پیمان های رایا میرسه ما چیز درخور توجهی در شخصیت پردازی اون ها نمی‌بینیم ، مثلا ما پسرکی رو میبینیم که تنهاست و با کشتیش امرار معاش میکنه ، خب چرا تنهاست ؟ قبل از اینکه بگه ما میتونیم تقریبا تشخیص بدیم که توسط درون ها بی خانواده شده، نوزاد کلاهبردار چی؟ اونم توسط درون ها بی خانواده شده اون غول تشنه چی؟ اونم درون ها. ( درون = droon )

عکس 03

خب طبیعتا باید ناراحت بشیم، ولی نمیتونیم چون هیچکدوم قابل درک نیستن و انگار هول هولکی و قابل پیش بینی نوشته شدن ، تیکه های گوی اژدها هم به صورت خیلی غیر منطقی به سرعت پیدا میشن، در انتهای داستان هم وقتی نوبت به آخرین تیکه و آخرین قبیله میرسه اژدها میگه که باید به دختر رئیس قبیله یعنی ناماری اعتماد کرد بقیه و رایا اول مخالفت میکنن ولی بعد از این که سیسو (اژدها) خاطره اش رو میگه رایا قبول میکنه که به ناماری اعتماد کنه، ولی آخه چطور میشه اعتماد کرد؟ دختری که در عنفوان جوانی سر دوستش رو کلاه میذاره و طی این شش سال داشته خرخره رایا رو میجویده چطور قابل اعتماده؟ آیا طی اون شش سال به فردی که تو خطر بوده کمک کرده؟ نمیدونیم. آیا با زیر دست هاش مهربونه؟ طبیعتا نه چون ما یه جایی میبینیم که هیچ ارزشی برای زیر دست هاش قائل نیست. آیا مادر خوبی بالاسرش بوده؟نمیدونیم.


پس چطور میشه به این آدم اعتماد کرد ما که از اول انیمیشن از این دختر خباثت دیدیم ، ما هیچ چیزی از شخصیت هامون نمیدونیم، بخاطره همینه که گریه کردن ناماری موقع دیدن سیسو (اژدها) یا کمک کردن دقیقه نودی به شخصیت های اصلی مون به نظر مسخره میاد (حداقل از نظر من) ، اصلا هیچ چیزش قابل درک نیست ، درسته کارکتر ها خیلی خوب و خوشگل طراحی شدن ولی در پایان قصه چیزی اون ها رو جذب خودتون نمیکنه در واقع اونا به جز جلوه های بصری هیچ چیز نیستن، به عنوان مثال شخصیت علائدین بخاطر این برای ما جذابه چون ما کاملا هدفش ، مشکلات روحیش و استفاده از غول چراغ جادو رو درک میکنیم، کارکتری در عین دو بعدی بودن بسیار با حوصله شخصیت پردازی شده، یا نمونه نزدیک ترش السا که به خوبی میتونیم درک کنیم چه حسی داره و بخاطر همینه که تحولش برامون ارزشمند میشه و ما هم ازش درس میگیریم ولی تو رایا انگار همه چی عجله ای اتفاقا می افته.

عکس 04

من نمیگم رایا و آخرین اژدها انیمیشن بدیه ولی اونقدر ها هم که نینی به لالاش میذارن

انیمیشن فوق العاده ای نیست، بنظرم کارگردان خیلی دوست داشته انیمیشن رو خشن تر بسازه نمونه اش سکانسی هست که ناماری داره دنبال رایا میگرده و زیر دستش ازش یه سوال میپرسه و اونم با یه حرکت طرف رو میزنه زمین و بعدش بقیه زیر دست هاش و حتی گربه های وحشی هم خوف میکنن، خب این صحنه موقعی جواب میده که حداکثر زیردستش رو بکشه، اون موقع میتونیم خوف کردن بقیه زیر دست ها رو بیشتر درک کنیم، به هر حال اگه از من بپرسید که آیا رایا و آخرین اژدها رو به کسی معرفی میکنی باید بگم بله قطعا این کار رو میکنم چون حداقل ارزش یکبار دیدن رو داره.

نومیشن در فضای مجازی نومیشن در روبیکا
اپلیکیشن رسمی سایت نومیشن اپلیکیشن نومیشن رو حتما نصب کن!

سینا درویشی

مدیر وب‌سایت نومیشن هستم و حدودا 4 ساله این سایت رو اداره میکنم ، علاقه مند به سینما هستم و در همین عرصه فعالیت هایی در فضای مجازی دارم.

2 دیدگاه

  1. نه این که با تمام چیزایی که گفتی مخالف باشم ولی لطفا انقدر نگید که اونور آبی ها خیلی سنگ این آشغالو به سینه میزنن، اتفاقا اونا خیلی بیشتر از این مملکت خاک تو سر متوجه عیب و ایرادهای این کار شدن و حتی سازنده ها هم مجبور شدن بیانش کنن و الان این انیمیشن هیچ شانسی در برابر سایرین نداره.
    اول این که این کلیشه کلیشه ای مدام میگید، اعصاب منو دیگه واقعا خرد کرده! شما روش های دیزنی که از نیم قرن پیش تا الان استفاده کرده و همیشه هم راهی برای موفقیت پیدا کرده رو نمی پسندید، چرا نگاه میکنید خب؟ انتقاد کنید، بدترین عیب هایی که دیدید افشا کنید ولی این کلیشه ملیشه ای دیگه نگید لطفا! اگه مشکلتون داستان های آخرزمانی تکراریه، خواهشا کلا از فیلم و سینما هم بیاید بیرون چون جاتون نیست!
    این انیمیشن هم عیب و ایرادهایی داشت که با یک بار دیدنش غیرقابل انکاره و واضح ترینش تکرار کردن پیام داستانه! یعنی این مسئله اعتماد کردن رو بیشتر از هزار بار توی دیالوگ ها به زبون آوردن! این که این پیام خوبه یا نه، بعدا بهش میپردازم ولی واضح ترین عیب اینه که مدام بیانش کردن، یعنی واضحه که کارگدان فقط قصد داره این مسئله رو توی حلقوم بیننده ها فرو کنه! درمورد اژدها، میتونم بگم فقط با دوبله ایران یکم دوست داشتنی تر به نظر رسیده ولی میدونیم که خارجیا همچین هم توی کمدی جلوه دادن یه چیز ماهر نیستن،و اما اصلا مسئله کمدی بودنش! این سیسو لامصب اژدهائه، نه حیوون خونگی که اصل کاری داستانه! من ابتدای داستان با اون نوع خفن توصیف کردن اژدهایی، با دیدن سیسوی واقعی رسما حالم گرفته شد! با اون مسئله مسخره اعتماد کردنش، حتی با این که دید مردم چقدر میتونن خطرناک باشن، اونوقت این نادون شخصیت عاقلیه که رایا باید توسطش نصیحت بشه؟ این نشونه دوم از این بود که کارگردان واقعا قصد داره اون پیام رو هرطور شده تو حلقوم فرو کنه و چطوری و مسیر درستش اصلا مهم نیست! و حتی طراحیش، بعضیا شاید بهونه کنن بگن اژدهای آسیایی این طوریه! شاید بهتر باشه برن یکم به اژدهایان انیمه های ژاپنی نگاه بندازن، حتی اونا هم با دیدن این اثرهنری خنده شون میگیره! ناهنجاری هایی که واقعا لازم نبود وجود داشته باشن، مثلا وقتی که پدر رایا روی پل واسه سخرانی کردنش هدر میده درحالی که میتونست اون لحظات رو برای پریدن از روی پل در حالی که دخترش دستشه استفاده کنه! اینجاست که مشخص میشه نویسنده فقط یک ناهنجاری میخواد و مهم نیست که با عقل جوردربیاد یا اصلا لازم باشه یا نه! و اما شخصیت منفی نِماری که مردم خاک توسر کشور خودمون انقدر سنگشو به سینه میزنن چون هات و جذابه! این شیطان صفت حتی توی بچگی و اولین ملاقات هم اثر خوبی روی رایا نذاشته، حداقل اگه نشون میدادن که اینا مدتی دوست بودن و نِماری با شست وشو مغزی مادرش به رایا خیانت میکنه و دلش میشکنه، لاقل یکم شخصیتش پیچیده تر و قابل دوست داشتن میشد ولی نه، اینا اولین ملاقات شونه، رایا لازمه که یه دختر نادون خاک تو سرباشه که بره یک اثر باستانی و قیمتی رو به دوستی که نهایت ده دقیقه است میشناسه نشون بده، و به این شکل دنیا نابود بشه و خودشم مبتلا بشه به بی اعتمادی! این مسئله سندروم بی اعتمادی رایا خیلی بهتر میشد اگه لاقل دوستیش با نِماری قوی تر و طولانی تر بود و داستان پیچیده تر جای این که توسط یک غریبه بهت خیانت شه! ولی آیا رایا حق داره این سندروم رو داشته باشه؟ صددرصد؟ حق داره که ذره ای به نِماری اعتماد نکنه؟ صددرصد، مخصوصا بعد از هزار باری که نِماری از پشت بهش خنجر زد اونوقت پیام فیلم چیه؟ رایا مقصره چون سندروم بی اعتمادی داره، خب کی این بیماری رو از اول بهش تزریق کرد؟ چرا اون باید به خاطر اعتماد نکردن به آدمی که صدبار اعتمادشو خرد کرده، مقصر باشه؟ چرا باید به خاطر گوش نکردن به نصیحت های یک نادونی که اونم هزار بار گول این و اون رو خورده و هنوز هم به اعتماد کورکورانه باور داره، بازم رایا مقصر باشه؟ و اما این مثلا رستگاری نِماری که دقیقه آخر انجام داد، دقیقا زمانی که واسه خودشم راه فراری وجود نداشت! حتی هیتلر هم برای نجات پوست خودش اون جواهر رو سرهم میکرد، این دلیل نمیشه نِماری تغییر کرده باشه، هنوز خودخواه، هنوز بیشعور، و هنوز هم غیرقابل بخشش و تازه بهترین قسمت ماجرا اینه که هرگز هم معذرت خواهی نمیکنه!
    والا کسانی که این نکات رو واقعا نتونستن ببینن، مطمئنا با گوش بند نگاه کردن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا