دانستنی

معرفی انیمه حمله به تایتان

سلام دوستان، با یک مقاله دیگه در خدمت شما هستیم. قبل از معرفی مقاله می خواستم، نظر شما رو درباره‌ی قالب وب بدون، حتما نظر خودتان را در کامنت ها برای ما بنویسید در کنارش اگر پیشنهادی دارید هم ما ممنون میشیم که بشنویم. همچنین نظرتون را درباره ی مطالب بگویید، یعنی اینکه از کدام نوع مطالب لذت بیشتری می برید، تا ما روی آنها تمرکز کنیم، به طور مثال آیا از مقالات معرفی انیمه و انیمیشن لذت می برید، از مطالبی که درباره ی انیمیشن میراکلس باشه، لذت می‌برید و… .  همچنین اگر موضوع جدیدی دارید می توانید در کامنت ها بنویسید ما همه ی کامنت ها را خواهیم خواند، شاید به علت حجم بالای کامنت ها نرسیم همه رو جواب بدیم اما مطمئن باشید من تمام کامنت های خودمو خواندم و سعی کردم بعضی هاشو جواب بدم و کامنت های تکراری را زیاد جواب ندادم. خب بگذریم، بریم سراغ انیمیشن معروف و دوست داشتنی که بدون وقفه همین اول می تونن بگم که من یکی از طرفداران این انیمیشن هستم.

این انیمیشن محصول استودیو ویت با همکاری استودیو پروداکشن آی.جی و با کار گردانی(تتسورو آراکی(فصل1و2و3)، ماساشی کوئیزوکا(فصل 2و3) ، جان سیشیدو(فصل 4) ، یویچیرو هایاشی( فصل 4) می باشد. این انیمه در سال 2013 انتشار یافته و دارای 4 فصل می باشد که آخرین فصل آن در حال حاضر ساخته شده و قسمت به قسمت، در حال انتشار می باشد.

داستان از منطقه شیگانشینا در دیوار ماریا شروع می‌شود. ارن یِگِر به همراه پدرش گریشا یِگِر، مادرش کارلا یِگِر و خواهر ناتنی‌اش میکاسا آکرمن در آرامش زندگی می‌کند. اما همه چیز با پیدا شدن یک غول عظیم‌الجثه(colossal titan) به هم می‌ریزد. غولی که اندازه اش ۶۰ متر است (۱۰ متر بلندتر از دیوار) و با پای خود دروازه شیگانشینا را نابود می‌کند. با نابود شدن دروازه، تایتان‌های عادی(Pure titans) به داخل منطقه شیگانشینا حمله ور می‌شوند. در پی این حمله مادر ارن به دست تایتانی خندان (The laughing titan) خورده می‌شود ولی خودش و دوستانش موفق به فرار می‌شوند. در همان حال که مردم درحال فرار از شیگانشینا به داخل دیوار ماریا بودنند تایتانی زره پوش(Armored titan) پدیدار می‌شود و دیوار ماریا را سوراخ می‌کند بعد ناپدید می‌شود و دیوار ماریا سقوط می‌کند. بعد از این اتفاق‌ها که ارن قسم می‌خورد که انتقام مادرش و همه اینها را از تایتان‌ها بگیرد. او می‌خواهد به ارتش برای کشتن تایتان‌ها ملحق شود و دوستانش هم در این راه او را دنبال می‌کنند. هم زمان با اتمام دوره های آموزشی، دوباره غول ها به دیوار ها حمله می کنند و اینبار ارن و همراهانش برای پشتیبانی به این ماموریت اعزام می شوند. در طی این ماموریت، ارن به شدت صدمه می بیند و توسط یک غول خورده می شود اما بعد این اتفاق ارن تبدیل به غول شده و با کشتن دیگر غول ها، توجه همه را به خود جلب می کند. در نهایت بعد از بیرون آمدن ارن از غول همه تعجب می کنند و او را دشمن می خوانند. بعد از گذشت یک سری اتفاق ها، ارن به گروهان شناسایی ملحق می شود. ارتش به سه گروه تقسیم می شود. ارتش عادی که بیشتر از دیوار محافظت می کنند و نقش پشتیبانی و دفاع از شهر در برابر غول ها را دارند. و دسته ی سوم ، ژاندارمری نام دارد که کار آنها داخل شهری است و هیچ گونه جنگی با غول ها نمی کنند. دشوار ترین گروه ، گروهان شناسایی است که ارن و بعضی از دوستانش به آن ملحق شده اند. این گروهان به فرماندهی اروین، به بیرون از دیوار ها می روند و هر بار با تعداد زیادی مجروح و کشته، اطلاعاتی درباره ی غول ها به دست می آورند.

همان طور که در نقشه مشاهده می کنید. این سرزمین دارای سه دیوار(سینا، رز و ماریا) می باشد، که محله ی شیگانشینا که غول ها خراب کردند در بیرونی ترین لایه دیوار ها می باشد، و در قلب این دیوار ها قلعه ی پادشاه است، افراد ثروتمند در دیوار های داخلی و افرادد فقیر در لایه های بیرونی تر هستند. فاصله ی هر دیوار به طور میانگین 100 کیلومتر است.

نقد:

نخستین عنصر از دنیای Attack on Titan که توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند، تصویرسازی‌های خاص و استفاده‌ی عالی سازندگان از مدیوم انیمه برای ارائه‌ی سکانس‌هایی منحصر‌به‌فرد است. این سریال در لحظه به لحظه‌ی خود ابایی از اغراق در تصویرسازی‌ها ندارد و گاهی فقط و فقط با تصویر قصه می‌گوید و حتی شخصیت‌پردازی کاراکترهای اصلی و فرعی را بدون کمک گرفتن از چند دیالوگ جلو می‌برد. این مسئله تا حدی در پروسه‌ی ساخت اثر نقش داشته است که در عین ترسیم شدن غول‌ها/تایتان‌ها در قد و قامت حیواناتی وحشی و بی‌احساس که صرفا می‌خواهید سر به تن آن‌ها نباشد، حتی درون قسمت‌های آغازین هم برخورد مخاطب با هرکدام از این موجودات متفاوت با دیگری به نظر می‌رسد. مثلا یک غول انقدر چهره‌ی احمقانه‌ای دارد که بیننده به این دلیل از نابود شدن انسان‌ها توسط او عصبانی می‌شود که بی‌عقلی و نادانی مطلق وی را با نگاه انداختن به ظاهرش لمس می‌کند.

غول دیگر اما چهره‌ای قدرتمندانه و متفکرانه را به نمایش می‌گذارد و همین نکته باعث می‌شود توجه مخاطب نسبت به کارهای او افزایش یابد و فرد به‌صورت ناخودآگاه با دیدگاهی دیگر به وی بنگرد. همین موضوع اما نه فقط در طراحی پایه‌ای انیمیشن و سبک بصری آن که در تمام حرکات صورت، بدن و مخصوصا چشم‌های کاراکترها نیز پررنگ جلوه می‌کند. نتیجه هم می‌شود آن که همواره نتوان از Attack on Titan چشم برداشت و صرفا به‌صورت کلی، داستانِ آن را دنبال کرد. هر قاب‌بندی همزمان با داشتن جذابیت لازم از نظر زیباشناسی، در ارائه‌ی اطلاعات بیشتر درباره‌ی شرایط روحی شخصیت‌ها و حتی حس‌وحال کلی قصه در ثانیه‌هایی به‌خصوص هم حرف‌هایی برای گفتن دارد.

این مسئله از جایی به مرحله‌ی بعدی می‌رود که در دل کارگردانی اثر می‌توان تضادهایی را یافت که صرفا به تنش‌زاتر شدن بسیاری از سکانس‌ها کمک می‌کنند. مثال بارز این ادعا هم در سکانسی از انیمه دیده می‌شود که در آن عده‌ای از غول‌ها در حال هجوم آوردن به سوی گروهی از انسان‌ها هستند و همان‌قدر که موسیقی و دیالوگ‌ها سنگین و ترسناک به نظر می‌رسند، تصویرسازی‌ها به طرز عامدانه‌ای از ظاهری کم‌وبیش شوخ‌طبعانه بهره می‌برند. در حقیقت درحالی‌که شخصیت‌ها ثانیه به ثانیه استرس مرگ را می‌کشند، کارگردان اپیزود حرکت غول‌ها را طوری نشان‌مان می‌دهد که انگار چندین و چند انسان احمق و عظیم‌الجثه و مشغول رقصیدن در مقابل چشمان‌مان قرار گرفته‌اند و همین حرکت با جا گرفتن مناسب در فرم بسیار فکرشده‌ی اثر کاری می‌کند که سکانسی که صرفا قرار بود استرس‌زا باشد، همزمان ترسناک، آمیخته به طنز سیاه و شدیدا معنی‌دار به نظر برسد. انگار سازندگان درون آن قسمت عملا بدون استفاده از فیلم‌نامه و فقط با کمک تصویرسازی‌های خاص مدیوم انیمه‌های تلویزیونی مشغول نمایش دادن یک شکار عظیم و لحظه‌ای آزاردهنده اما بسیار واقع‌گرایانه از دل طبیعت وحشی شده‌اند. خدمت بزرگ چنین سکانس‌هایی به کل داستان هم چیزی نیست جز واقع‌گرایانه جلوه دادن و باورپذیر و هم‌ذات‌پندارانه‌تر کردن داستانی که پرشده از فانتزی‌هایی است که هیچ ابایی از بی‌اندازه تخیلی به نظر آمدن ندارند. Attack on Titan همزمان با یدک کشیدن تصویرسازی‌های پرجزئیات، محیط‌هایی بسیار متنوع و لوکیشن‌هایی کاملا متفاوت با یکدیگر را هم در دل قصه برای بیننده به تصویر می‌کشد و این کاری می‌کند که حتی پس از سه فصل کامل و چندین و چند ساعت قصه‌گویی از نظر بصری به تکرار نیافتد. فارغ از آن که از لحاظ کیفی هم بیشتر از شباهت به انیمه‌های تلویزیونی، طی بسیاری از دقایق تنه به تنه‌ی انیمه‌های سینمایی برتر و پرخرج می‌زند.

منبع این نقد: zoomg.ir

در آخر بهتون بگم که این انیمه ی فوق العده توانسته است در چند سال اخیر طرفداران زیادی پیدا کند و تا همین امروز که فصل 4 آن در حال انتشار است، طرفداران زیادی دارد، همچنین این انیمه برای افراد علاقه مند به سبک فانتزی و آخرالزمانی مناسب می باشد.

امیدوارم از این مقاله لذت برده باشید، نظر خود را در کامنت ها برای ما بنویسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا